بصير احمد دولت آبادى
357
شناسنامه افغانستان ( فارسى )
اين بود داستان قهرمانى كه وقتى دشمن از جنوب مىآيد ، او راه شمال در پيش مىگيرد . در تاريخ افغانستان از شير على خان به عنوان يك شاه مترقّى ياد مىكنند . ولى با نمايش سريال سيد جمال الدين و ارتباطات وى با انگليس اين ويژگى خدشهدار مىگردد . تعجب ما در اين است كه چگونه مردم راضى به حكومت آنان بر خود بودند . ولى جهاد افغانستان به اثبات رسانيد كه پول و امكانات بيگانگان ، خودبهخود از بعضى شخصيتها چهرهء ملى و قهرمان مىسازد . قبل از فرار شير على خان به سوى مزارشريف مردم كابل تقاضا كردند تا يعقوب خان از زندان پدر آزاد شده به حيث رهبر ، علم جهاد را عليه انگليس بلند كند . طبق نوشتهء مرحوم غبار ، يعقوب خان در اثر شكنجه و زندان حواس خود را از دست داده به يك كالبد متحرك تبديل شده بود . با آنهمه مردم او را به حيث پادشاه قبول كردند . انگليسيها كه با سرداران محمدزايى مثل خانه شريك رفتار مىكردند ، با شنيدن خبر پادشاهى يعقوب خان به شادى و پايكوبى افتادند ، چون دريافته بودند كه وى مرد جنگ و نبرد نيست . لذا به سراغ يحيى خان خسروى رفتند كه در آنزمان در هند به سر مىبرد و او را با واسطه به دربار دامادش فرستادند . يحيى خان و باقى سرداران واسطه شدند تا يعقوب خان بدون جنگ و مقاومت وادار به سفر گندمك و امضاى قرارداد با انگليس شود . « امير محمد يعقوب خان ، سردار يحيى خان را براى آوردن عائلهء خود [ به ] شهر مزارشريف فرستاد و خودش در 2 مى 1879 با منشى بختيار هندى و 25 نفر سردار و چهارصد سوار به شمول كاكاهاى خود سردار نيك محمد خان ، سردار محمد هاشم خان و سردار محمد طاهر خان به گندمك رفت و در 8 مى رسيد و در 26